هلیا جان هلیا جان ، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 17 روز سن داره

شاهزاده خانم کوچک

سوغاتی برای هلیا

عمه فیروزه از مشهد برای دخملی ما یه سوغاتی خیییییییییییییییلی خوشگل آوردن که عکسشو نمی ذارم آخه حیفه تکراری بشه  این پست صرفا جهت تشکر از عمه خانوم مهربون می باشد  ...
18 شهريور 1392

بی قراری

عزیز دلم چند روزیه خیلی بی قراری می کنی مخصوصا از غروب تا موقع خواب همش گریه می کنی  فکر می کنم قضیه دندون در آوردن واقعا جدیه  جیغهای بلند می زنی پشت سر هم بعد هم مستاصل دستهای خوشگل و خوشمزتو می کنی تو دهنت و ملچ ملوچ می کنی و دوباره جیغ می زنی  کاش می شد من به جای تو درد می کشیدم . عزیزم آخه تو خیلی کوچولویی و من هیچ کاری نمی تونم برات بکنم . با بغل شدن هم آروم نمی شی .  روز دوشنبه که تعطیلی بود رفتیم خونه خاله آمنه و خاله لیلا ولی خیلی کوتاه. از بعد از تولدت تا حالا نرفته بودیم خونه خاله لیلا .  تو هم از اول تا آخر گریه می کردی خیلی شدید  فکر کنم حضور تو یه محیط جدید برات خوشایند ...
13 شهريور 1392

دنیای یک ...

چند روز پیش یک دوست گفت : من از هر کس بچه دار بشه این سوالو می پرسم . شوهرتو بیشتر دوست داری یا بچتو ؟ من گفتم دو تا عشق جدا هست اصلا جای همو نمی گیره  دوستم گفت همه کسایی که ازشو ن پرسیده بودم گفتند بچه شون  چرا واقعا ؟؟؟؟؟ دلم سوخت برای مردها چرا واقعا ما به محض تولد نوزادمون همسر بودن رو فراموش می کنیم ، حتی هویت خودمون رو فراموش می کنیم و همه وجودمون در مادر بودنمون حل می شه دیگه به جای شنیدن اسم خودمون با اسم مامان فلانی خو می گیریم . نمی دونم شاید دلیلش این باشه که ما زنها تلاش بی وقفه مردها برای ابراز علاقشونو نمی بینیم و توقع داریم که مردها به روش خودمون ابراز علاقه کنند .  وقتی خ...
9 شهريور 1392

بدون عنوان

امروز بعد از کلی وقت خودمو وزن کردم  تا وزن قبل از بارداریم 4 کیلو مونده فقططططط     بدون رژیم و ورزش و فقط با شیر دهی   هورااااااااااااا
7 شهريور 1392