نوبت دکتر این ماه
چهارشنبه رفتم سونو . صدای قلب نازنینت رو شنیدم و کلی ذوق کردم قربون تالاپ و تولوپش برمممممممممممممممممممممممممم من خانم دکتر کلی با ضربه سعی کرد بلندت کنه تا بتونه قدو بالات رو ببینه ولی تو فقط دست و پاهاتو تکون می دادی اصلا از جای مبارک جم نخوردی . وقتی به بابایی گفتم کلی خندیدیم که دخملی ما حوصله نداشت بلند شه . دختر شیرازی خودمی وقتی رفتم مطب کلی شلوغ بود و حداقل باید 1/5 ساعت منتظر می موندم و برق هم رفته بود 10 دقیقه ای که نشستم منشی گفت که برق اضطراری دکتر تموم شده و فقط هر کس که معاینه داره بمونه . من معاینه داشتم و رفتم داخل و بقیه رفتند بیرون و گفتند فردا می یان وقتی رفتم چراغ قوه د...
نویسنده :
مامانی و بابایی
14:02




